مگر نقابى بر روى اين شگرفان بود * صبا به نرمى از رويشان كشيد نقاب
سرشك ابر رخ ياسمن فروشويد * چنان كه شوخ سمن رخ زند به چهره گلاب
ز سبز برگ درفشنده سرخگل گويى * ميان كان زمرد به رسته لعل مذاب
صبا چو برگفشانى كند ز نسترون * مگر تو گويى برف آيد از هوا بشتاب
چنان بود كه به شنگرف برزنى زنگار * به روى گل چو بغلتد ز باد برگ سداب
چو دست عاشق بر گرد گردن معشوق * همىبپيچد بر شاخ نسترن لبلاب
به روى يكديگر افتند شاخكان ز نسيم * چو مى كشان به هم تكيه كرده مست و خراب
همىدمد به دمن زاب و ژاله لاله بلى * شگرف نيست كه شنگرف خيزد از سيماب
كنون اگر نكنى كى كنى به باغ نشاط * كنون اگر نخورى كى خورى به عمر شراب
ز دست تركى گلرخ به طرف گلزارى * مىاى بگير به رنگ گل و به بوى گلاب
به چهر لاله به ابروكمان به مژگان تير * به مو بنفشه به بر نسترن به لب عناب
بهار و فصل گل و گاه عيش و موسم عشق * زمان فتح و ورود خديو چرخ جناب
ز بيم تيغش ز ارحام مادران نطفه * همىگريزد واپس به جانب اصلاب
سپاه شاه ز مضمار جنگ واگشتند * به چنگها بر مزمار و چنگها مضراب
در مدحت حضرت على بن ابى طالب عليه السلام
در بحر جهان گم شدم شباب * در بحر بلى گم شود حباب
بربود زمن رهزن مشيب * آوخ همه سرمايهء شباب
در شكل مرا تير شد كمان * در طبع مرا نار شد تراب
چون پر حواصل دورنگ گشت * مويى كه بدش گونهء غراب
سيماب برآورد كان قير * كافور برون داد مشك ناب
گر موى شود زر شگفت نيست * كاينك شده چون نقره مذاب
بر كاهربا در مرا كه شد * چون كاهربايم در خوشاب
باشد به گذشتن بلى دليل * چون زرد شود نور آفتاب
اشكم نكند ساعتى درنگ * تا كرده سپيدى به سر شتاب