سنبل پيچانش يار لاله نعمان * حقهء مرجانش جاى لؤلؤ لالا
تن به صباحت عديل تودهء نسرين * دل به صلابت بديل صخرهء صما
نسترن و ياسمن به سينه و اندام * سرخگل و نارون به چهره و بالا
زلف پريشيدهتر ز خاطر عاشق * طره پژوليدهتر ز حالت دانا
خنجر ابروى او و برش خاره * ناوك مژگان او و دوزش خارا
ابروى بگرفته خوى خنجر سلطان * مژگان بربوده رسم ناوك دارا
خسرو غازى خديو عصر ابو النصر * ناصر دين و معين ملت بيضا
و له ايضا
درآمد به فرخفرى مهرگانا * فرى مهرگان جشن فرخ كيانا
به هر كار خوانمش بستوده نبود * مگر كيمياگرش يا باغبانا
كجا كيميا ساخت خرمن به خرمن * چه در كوهساران چه در شارسانا
همى زعفران كارد اندر به بستان * همى بدرود لاله و ارغوانا
به باغ اندرونم بدين خنده خيزد * بلى خنده آرد همى زعفرانا
مرا اين زمان از بهاران به آيد * اگر چند هست اين زمان خزانا
كه هم چهره گردد به من مى تو گويى * همه باغ راغ و همه گلستانا
مرا مهرزى مهرگان خيزد ايرا * كه گيتى درو بشكند مهرگانا
همه زروزيورش باشد به هر سو * به زير پى ره سپر رايگانا
به فرخ فريدون چه بودى همايون * چنين است هم بر امير جهانا
تو گويى بود كوه خارا به سستى * به پيش پرندآورش پرنيانا
چنان ره برد تيرش اندر تن آسان * كه مرغى برد راه زى آشيانا
درين مهرگان جشنى آرا كه هرگز * نياراست جشنى چنو باستانا
شبى خيمه زن خوش درين نرگسستان * نگر چرخ و استاره و كهكشانا
همىكن نظاره به نرگس درين شب * ز چرخ و ستاره نگر صد نشانا
دو صد مه نگر هر طرف بردميده * شش استاره بر گرد هر مه عيانا