تركيببند ديگر
اى آب مثال برق كردار * تنين اثر و نهنگ ديدار
اى آينهاى كه نيست در تو * جز عكس رخ ظفر پديدار
اى شاهد تندخو كه از خون * گلغونه كنى به زيب رخسار
اى موران سپيدفامت * زهرآگين و گزنده چون مار
اى آمده ز آتشين نهادت * اين گنبد آبگون به زنهار
يك خنده كنى به دشت و آرى * زان خنده هزار ديده خونبار
از مصر تو را نژاد و اينك * آسوده ز گوهر تو امصار
خود هندوى جوزنى كه هردم * شنگرف برآورى ز زنگار
دين از تو قويست تا تو هستى * در پنجهء شهريار قاجار
و له
اى عرش به فرش آرميده * بر فرش تو عرش جا گزيده
از حسرت پايهء تو شد پير * مسكين گردون قد خميده
انگشتگزان ز پايه تو * كيوان چو يكى شگفت ديده
با تابش شمسهء تو درخور * نبود خور اگر ز كه دميده
تو در كنف شهى و شاهان * اندر كنف تو آرميده
آن مرغ كه فتنه نام دارد * در عهد وى از جهان پريده
در سم سمند اوست غلتان * خور همچو يكى سربريده
هر صبحدم از صفاى رايش * صبح است كه پيرهن دريده
غزليات
گرفتم اينكه كنم رام خويش دربان را * چگونه رام كنم شوخ سستپيمان را
به هركه مىنگرم دست در گريبانست * گشودهاند مگر چاك آن گريبان را