ز آسمان برتر بود از جود كاين آورده خالى * دامن از دينار و او دامن پر از دينار دارد
در مدح شاهزادهء معظم دولتشاه مكرم محمد على ميرزا و بيان فتوحات آن
آسوده جهان سربهسر از شور و شر آمد * تا منتظم از خنجر فخر بشر آمد
شهزاده محمد على آنكو ز حسامش * گيتى همه ايمن ز بلا و خطر آمد
از معدلتش گلبن امن از چمن ملك * سر برزد و خرم شد و با برگ و بر آمد
اى داور جم رتبه كه بدخواه تو را خون * در فتوى هفتاد و دو ملت به در آمد
آن جامه كه بر قامت جاه تو قضا دوخت * نه اطلس گردونش يكى آستر آمد
وقتى بختا خاك قدوم تو صبا برد * زانست كه در نافه نهان مشك تر آمد
راندى ز پى دفع بدانديش شهنشاه * فوجى كه فلك نيز يكى زان حشر آمد
تا بصره و بغداد كه يكسر ز سپاهت * چون بخت بدانديش تو زير و زبر آمد
تنها نه همين چشمهء خور تيره شد از گرد * گوش فلك از طنطنهء كوس كر آمد
از آتش پيكار تو در ناحيهء روم * گردون چو يكى مجمرهء شعلهور آمد
نه رحم پدر را به دل از قتل پسر بود * نه شرم پسر را ز هلاك پدر آمد
با حشر صف رزم تو را فرق همين بود * كاين در نظر و شورش محشر خبر آمد
يك دجله سوى بصره روان كرد ز بغداد * تيغ تو در آن خطه چو دشمن شكر آمد
و له ايضا
شبيه كيست كه چشم ستاره هيچ نديد * نظير كيست كه مام زمانه هيچ نزاد
ستوده فتحعلى شاه كز شكوه درش * شكوه بهمن و افراسياب رفت از ياد
چو مار گرزه همه از گزند جان آگاه * چو شير شرزه همه در رسوم جنگ استاد
يكايك آيت قطع امل چو پيك اجل * تناتن آفت جان عدو چو صرصر عاد
به عيش زى كه در اطراف كشور تو قضا * دو پاى حادثه بست و دو دست امن گشاد