خلاصى بخشدم زين شوم مسكن * رهايى بدهدم زين زشتسكنا
جهان داور خداوندا يكى ره * ز تيغ آب رنگ برقآسا
ز راه دين غبار كفر بنشان * ز روى شرع رنگ شرك بزدا
تو را اختر نهاده بر سر افسر * تو را گردون همى سر سوده بر پا
به رزمى هرچه جيش كفر بشكن * به فرى هرچه حصن روس بگشا
تو را لشكرشكارى بهره ز اجداد * تو را كشورگشايى ارث از آبا
ز گرگان زى سپاهان راند جدت * ابا جيشى خروشان همچو دريا
به تيغ سرفشان از خون افغان * زمين آورد همچون لاله حمرا
ازآنپس دويمين جدت كه مىسود * پر ديهيم بر فرق ثريا
همه كشور براى عدلپرور * تهى آورد از آشوب و غوغا
پس از آن شه محمد شاه كز فخر * همىسودى به پايش جبهه جوزا
به عزم چيست و راى دورانديش * به رزم سخت و فكر چرخپيما
ز اعدايى اثر آورد گيتى * ز شاهان بىنشان آورد دنيا
فرود از پايهء خود ديد گيتى * روان در قصر مينو ساخت ماوا
ز لعبتبازى گردنده گردون * جهان را نقش ديگر گشت پيدا
غنوده فتنهها بيدار گرديد * نهفته حقدها آمد هويدا
ز هر كشور غبار فتنه برشد * ز سطح خاك تا اين سقف خضرا
پدرت آن تاجور شاهنشه ترك * كه تختش چرخ فرتاجش فلكسا
ز ملك جم برى رو كرد و بنشست * به تخت كى ابا بختى توانا
به تدبير درست و راى روشن * به تيغ تيز و عدل ملكآرا
ز جيحون تا به عمان كرد تسخير * هم از بحر خزر تا شط زورا
به دلجويى ز چيپالش طرايف * به يارى از امپراتورش هدايا
كنون بگذشته سال از سى كه سايد * سمندش سم به سطح چرخ مينا
كنون هفتاد و اند از نسل خسرو * به امر و نهى خسرو كامفرسا
همه جا چهرزيبا شيرصولت * همه جا خلق نيكو ملك پيرا
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1759
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٧٥٩