تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1758

مساهمون:

ص١٧٥٨
سرحدات خراسان و آذربايجان و عراق عرب مأمور گشت و اعتبارى خطير يافت برحسب اشاره اعلى تاريخ جهان‌آرا را با بيانى وافى و رويتى كافى و اسلوبى مرغوب و فصاحتى مطلوب به رقم آورد و مدايح خاقان را جمع كرد در جلدى دو بنگاشته زينت المدائح خواند و قواعد الملوك و شيم عباسى بنگاشت در نظم و نثر از فصحا و بلغا بل از اماجد مترسلين و اعاظم متكلمين معاصرين و متأخرين است خدمتش دست داده و ابواب توجهات بر روى مؤلف گشاده چون داعى حق را لبيك اجابت گفته درگذشت فرزند ارجمند خلف‌الصدقش ميرزا محمد جعفر به منصب و مرتبه و راتبهء وى على الاستحقاق ممتاز شد و در حسن خلق و عذوبت گفتار و گرمى صحبت بىنظير و مطبوع برنا و پير است از ديوان فصاحت‌بنيان آن مغفور قصيده و غزلى چند بر طريق انتخاب درين كتاب مسطور مىگردد :

در هنگام سفارت و توقف در تفليس بشاهزادهء معظم حضرت نايب‌السلطنه وليعهد طاب ثراه فرستاده

به تفليسم فلك آورده دروا * فغان زين ظلم و آوخ زين تعدا مرا زان پاك تربتها كه پاكان * چو جان در تن در آن دارند خوش جا به صفوت خلد خاكش را زمين‌بوس * به رتبت عرش فرشش را جبين‌سا سپهر آواره آورده است و كرداست * انيس روسى و مأنوس ترسا نه قسيسم چه جويم سير مريم * نه رهبانم چه جويم راه عيسى مرا نام پدر ز اولاد ياسين * چو نام من كه هست از آل طاها مراد از خاج خواهم همچو روسى * طواف دير آرم چون نصارى به سر بودم هواى خاك يثرب * به دل هستم نياز راه بطحا كنونم پنج ماه آمد كه آمد * به گوش از نالهء ناقوسم آوا نه جز شكل صليب و نقش زنار * مشاهد مر مرا از زشت و زيبا كباب از ران خنزير و شرابم * ز خيك خوك و آن پاك اين مهنا به عقد شصتم و در شصت كفار * گرفتار آمدستم بىمحابا مگر تيغ وليعهد عدوسوز * مگر تدبير پير شاه برنا
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1758 | رضا قليخان هدايت