تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1755

مساهمون:

ص١٧٥٥

1060 همدم شيرازى

نامش نجفعلى برادر كهتر ميرزا ابراهيم منظور بوده وى نيز از برادر طريقهء افسانه‌دانى و قصه‌خوانى كسب كرده در خدمت نواب شاهزادهء معظم حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس شبها بدين شغل اشتغال داشت و به انواب نايب الاياله رضا قلى ميرزا و تيمور ميرزا اختصاصى يافته به طريق ملازمت در ركاب همىبود و غالب اوقات صحبتش دست همىداد گاهى غزلى مىگفت و طبع متوسطى داشت و در جوانى درگذشت :

از غزليات اوست

ناكامى از كام جهان شد باعث هر كام ما * بدنامى از عشق بتان آمد بعالم نام ما در زهد عمرم شد بسر وز آن نديدم حاصلى * در عشق خوبان بعد از اين مصروف به ايام ما
* * *
ز دير و كعبه نمودى جمال خويش و ز عشقت * فغان و غلغله از جان خاص و عام برآمد
* * *
تا زلف و خال سوى رخت راهبر شدم * از نكته‌هاى كثرت و وحدت خبر شدم
* * *
ندانم وصل و هجران چيست وز جانان چه مىخواهم * همىدانم كه دلدارم بكام است و فغان دارم ساقيم پيمود روزى از كرم پيمانه‌يى * وه كه تا روز قيامت مست از آن پيمانه‌ام
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1755 | رضا قليخان هدايت