اين ره اين توشه تو آن منزل * مرد راهى اگر بيا و بيار
ور نهاى مرد راه چون دگران * يار مىگوى و پشت سر مىخار
هاتف ارباب معرفت كه گهى * مست خوانندشان و گه هشيار
از مى و جام و ساقى و مطرب * وز مغ و دير و شاهد و زنار
قصد ايشان نهفته اسراريست * كه به ايما كنند گاه اظهار
پى برى گر برازشان دانى * كه همين است سر آن اسرار
كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هو
در اثبات علو همت خود فرموده
خار بدرودن به مژگان خاره به شكست به دست * سنگ خاييدن به دندان كوه ببريدن به چنگ
لعب با دنبال عقرب بوسه بر دندان مار * پنجه با چنگال ثعبان غوص در كام نهنگ
از سر پستان شير شرزه دوشيدن جليب * در بن دندان مار گرزه نوشيدن شرنگ
تيره غولى روز بر گردن كشيدن حير خيز * پيرهزالى در بغل شب برگرفتن تنگتنگ
طعمه بركردن به خشم از كام شير گرسنه * صيد بگرفتن به قهر از بر تن غضبان پلنگ
تشنهكام و پابرهنه در تموز و سنگلاخ * ره بريدن بىعصا فرسنگها با پاى لنگ
نقشها بستن شگرف از كلك مو بر آب تند * ثقبهها كردن پديد از خار تر در خارهسنگ
صدره آسانتر بود بر من كه در بزم لئام * باده نوشم سرخ سرخ و جامه پوشم رنگرنگ
چرخ گرد از هستى من گر برآرد گو برار * دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ
رباعيات
از عشق كز اوست بر لبم مهر سكوت * هردم رسدم بر دلوجان قوت و قوت
من بندهء عشق و مذهب و ملت من * عشق است و على ذلك احيى و اموت
* * *
يك روز كسى كه با تو دمساز آيد * يا با تو دمى همدم و همراز آيد
از كوى تو گر سوى بهشتش خوانند * هرگز نرود و گر رود بازآيد