تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1734

مساهمون:

ص١٧٣٤
جاى دل را ميان جان دادم * داده‌ام تا درون دل جايش

و له

هر ديده كه بينم نگرانست به رويت * يك‌عمر بر آن ديده به حسرت نگرانم
* * *
ميان زاهد و من كاش پرده‌اى بود * اگر به حشر نپوشند پرده بر گنهم
* * *
دعا كن تا سروكارت نيفتد ناصحا با دل * و گرنه چون تو من هم عشق را انكار مىكردم
* * *
يك‌ره از طره او شانه نيامد بيرون * كه ازو صددل ديوانه نيامد بيرون رفت بر باد ندانم ز چه خاكستر شمع * ناله‌اى از دل پروانه نيامد بيرون
* * *
نه تفقد كنى به بنده نه جور * تو چه نامهربان خداوندى

1055 هدايت

رخشنده اختر سپهر جاه و خطر فروزنده گوهر درياى فخر و فر سردفتر اصحاب فضل و هنر جناب ميرزا هدايت اللّه وزير دفتر است كه آثارش از آفتاب مشهورتر است والد ماجدش ميرزا حسين آشتيانى با مرحوم مبرور ميرزا حسن مستوفى الممالك نور اللّه مرقده بنى عم و در دولت خاقان خلدآشيان جزء مستوفيان خاصهء ديوان اعلى بوده و تمام عمر در آن آستان به صداقت و درستى خدمت مىنموده و در نهايت حرمت و عزت مىزيسته جناب معظم اليه بعد از فوت پدر والاگهر چون در جميع كمالات صورى و معنوى از همگنان برترى و بر امثال و اقران مقام سرورى داشت و در كفايت بىعديل و به درايت بس بىنظير بود و به منصب نيابت جناب اجل