سرو شد از خرمى رقصان در جويبار * باز نسيم بهار دشت معنبر نمود
شاهد گلزار باز زينت و زيور نمود * باد گل تفته را لادن و عنبر نمود
خشك چمن را به جوى راد و توانگر نمود * چون گه داد و دهس طبع خداوندگار
آنكه به خدمت ز شه شان امارت گرفت * صدق و امانت فزود شغل وزارت گرفت
بود سزاوار صدر فر صدارت گرفت * آنچه نشايد به تيغ او به اشارت گرفت
دولت ازو كامجو ملت ازو كامكار * روز نشاط است هان شاد زى و شاد باش
عشرت و شادى گزين وز غم آزاد باش * سيم بده زر ببخش با دهش و داد باش
مردمى و مجد را باره و بنياد باش * شاخ سعادت نشان بيخ نحوست برآر
و له ايضا
نوروز فراز آمده فرخنده و فيروز * خيزيد و مرا باده بياريد به نوروز
گيتى ز رياحين شده پدرام و دلفروز * صحرا طربآگين شد و بيدا فرحاندوز
بر دشت پراكنده هوا لؤلؤ شهوار * از عيش به هر سو در بستان بگشودند
گرد از شكن طرهء سنبل بزدودند * وجد و طرب و عشرت و شادى بفزودند
گلها بشكفتند و همى رخ بنمودند * آمد گه سير چمن و گردش گلزار
ايام نشاط است هلا باده بياريد * آن بادهء بر گونهء بيجاده بياريد
بر دست بت سيمبر ساده بياريد * در بزم فرحزاى ملكزاده بياريد
عم ملك راد جوانبخت جهاندار * كارش همه لشكركشى و كشورگيريست
در روز وغا شهره به مردى و دليريست * با طنطنهء پيلى و با صولت شيريست
اخترش به پيروزى و زورش به هژيريست * امسال بزرگيش فزون بينم از پار
مصر و حبش و روم به يك حمله ستاند * در تخت كشد قيصر و بازش بنشاند