و له ايضا
ايدون خجسته باد بر عم نامدار * هموار در جهان تشريف شهريار
شيراوژن دلير شهزاده اردشير * آن شاه را نبير اين شاه را تبار
چون برشود بگاه از كاخ بارگاه * اجلالش از يمين اقبالش از يسار
چون شد جهان پير فرخنده و هژير * از فر فرودين از يمن نوبهار
از لاله و سمن وز شاخ نسترن * بيدا پر از فروغ صحرا پر از نگار
پرنافه و عبير شد دشت و آبگير * از ابر مشكبيز وز باد مشكبار
راى خديو عصر چون كرد اقتضا * يكچند بسپرد هامون و كوهسار
دادش به ملك رى فرمان مهترى * مير ملك حشم شاه فلك مدار
خواندش چو بر سرير دادش يكى وزير * بىمثل و بىنظير دانا و هوشيار
اين خسروى نسب وان هاشمى حسب * اين مردمى گهر وان آدمى شعار
هم در مدحت نواب و الا اردشير ميرزا
دو ساتكين ميم ايدون بياوريد فراز * كه روزگار وصالش دوباره آمد باز
اگر هويت جويى ببند ديده شرك * و گر حقيقتپويى مگرد گرد مجاز
كنيد بنگهم ايدون ز روى و موى بتان * بسان دكمهء عطار و كلبهء بزاز
گمانم آنكه زرى باز سوى مازندر * خجسته رايت منصور شاه آيد باز
نمود امسال آهنگ آمل و سارى * كند به سال دگر عزم بصره و اهواز
جهان مجد و سپهر سخا و بحر كرم * خدايگان مهان اردشير بندهنواز
و له ايضا
شد از روى بهشت اندر جهان همچون بهشت ازفر * كه آمد سورى و عبهر ز هر سو حور و غلمانش
ز سرو و سنبل و ريحان خورنقوار شد بستان * فروزان لالهء نعمان چراغ و شمع ديوانش