گوارنده با مهر او زهر و حنظل * گزاينده با قهر او شهد و شكر
به دو كامران از ازل هفت آبا * و زو شادمان تا ابد چار مادر
فرازنده از فر او فرق دولت * فروزنده از راى او روى لشكر
و له
اى تيرهتر ز روز من اى زلف آن پسر * اى تارتار تو ز شب تار تارتر
بر دوش آفتابى يك پشته ضيمران * بر گوش ماهتابى يكرشته مشكتر
در ستايش شاهنشاه عصر ناصر الدّين شاه
معنبر زلف آن ترك سمنبر * فشاند آستين بر مشك و عنبر
بكاهد اندر آذر مشك و ايدون * در آذر مشك او بالد فزونتر
نهان در طرهاش مهر مشعشع * عيان بر چهرهاش خط مسعتر
كند گه زهره را در تنگ حلقه * كشد گه ماه را در تيره چنبر
به گل از نافه پوشد درع و خفتان * به سرو از خود ببندد خود و مغفر
دو ماه او در مشكش را نگهبان * دو كنترل دو گنجش را مجاور
به رخ آراسته نسرين و سورى * به قد پيراسته سرو و صنوبر
جهان معدلت شه ناصر الدّين * كه زاد از مام منصور و مظفر
گرانتن حزم او چون كوه شهلان * سبكرو عزم او چون باد صرصر
قضا با بيلك چرخش بنى عم * قدر با قبضهء تيغش برادر
همه كردار او كردار بهمن * همه آثار او آثار نوذر
ز كالنجر زند گه راى سقسين * ز قسطنطين كند گه قصد كشمر
به بازو بشكند كوپال برزو * به خنجر بردرد پهلوى سنجر
زند گه پره اندر مرز خاقان * كشد گه باره اندر بوم قيصر
در مدح نواب و الا اردشير ميرزا
چو برنهادم بر باره زين به عزم سفر * پى وداعم از در درآمد آن دلبر