صحن زمين تار ساخت روى چمن زرد كرد * هيبت او مردهسان جرم زمين سرد كرد
بلبل و صلصل فغان از دل پردرد كرد * آن به غم سرخگل اين ز غم ياسمين
* * *
گشت ازين لطمه زرد روى ترنج و بهى * نارون آمد نزار از پس آن فربهى
با همه ثروت چنار ماند به دست تهى * زريون بر خاك ريخت مشت زر دهدهى
گلبن از سر فكند افسر شاهنشهى * ياوه شد از ياسمن حقهء در ثمين
* * *
از دى با كس نرفت آنچه ستم شد به تاك * كش سرو اندام شد ز افسر و دراعه پاك
و آنهمه پروردگانش ريخت به خاك هلاك * جبههء اين پر ز خون عارض آن پر ز خاك
وان همه را برد و كرد محبوس اندر مغاك * كوفته در زير پاى سينه و پشت و جبين
* * *
لاله فصل خزان چيست بط بادهاى * گلبن دىماه چيست تازه خط سادهاى
بستان خواهى بجوى بزمك آمادهاى * ساقى آن بزمگاه سروك آمادهاى
مطرب چون عندليب ترك پرىزادهاى * وينهمه كردست داد دى شودت فرودين
گفته عرب لازم است در بر هر زيركى * در به شتا هفت كاف بهر طرب بىشكى
تجربه كرديم و داشت مخمصهها هريكى * رنج در افزون بود راحت در اندكى
هست قناعت نكو در بر هر كودكى * زآنرو زانها وقار كرد يكى را گزين
* * *
دانى كان هفت چيست بشنو اگر باهشى * كاسه پربادهء گلرخ حوراوشى
گرم و برافروخته مجمر پرآتشى * وز بر تيهوى و كبك نغز كباب خوشى
كسوتكى گرم و نرم كيس زر بىغشى * كلبهء آراسته همچو بهشت برين
* * *
ليك ازينها همان كاسهء مى بس بود * رمزى گفتيم اگر در ده ما كس نبود
اهل هنر را كجا كاخ مقرنس بود * لعبت زيبا بود جامهء اطلس بود
كاينها در كام شير يا پر كركس بود * كى به زمانى چنين هست گمانى چنين
* * *