قياس كردم و ديدم به طبع تف تموز * گه زوال يكى بود بامداد به گاه
ره شد آمد باد آنچنان بود مسدود * كه مرد عاصى ايمن بود ز بادافراه
چنان ز اخگر تفسيده طفل نهراسد * كه گاه بوسه هراسان بود لبم ز شفاه
درست مروحه چون دامنى است پرآتش * بهل ز دست كه آتش زنى به خود ناگاه
در مسمط غديريه فرمايد
از ساحت ميخانه ديروز بشير آمد * كاى بادهكشان در خم مى صاف و هژير آمد
با تاب عقيق آمد با رنگ شفيق آمد * با طعم رحيق آمد با بوى عبير آمد
چل روز فزونتر رفت تا باده مصفا شد * اشتاب چهكار آيد خوب آمد و دير آمد
اول ز حباب از خم سرزد دو هزار انجم * تا مى پس از آن طالع چون بدر منير آمد
روز طرباند و زيست تا باده كرا روزيست * عذر است به ترك مى چون عيد غدير آمد
ايضا
امروز گرفت اسلام بس رونق و آيينا * زان گفت خدا اليوم اكملت لكم دينا
* * *
وهوه چه خوشست امروز دلدار به كام اندر * هم جام به دست اندر هم باده به جام اندر
بس دير شود روزى اين فره و فيروزى * هم باده به جام اندر هم ساده به كام اندر
چون دلبر و مى با ماست پس داد طرب بدهيم * كاين شرب مدام اولى است در قرب مدام اندر
ماييم اسير خم در عيد غدير خم * مگذار بماند شيخ در قرب عوام اندر
* * *
دفع كرب امروز است روز طرب امروز است * هم در عجم آرامش عم در عرب امروز است
* * *
اى ترك بيا برقع از روى تو برگيريم * گر وقت صبوحى رفت ما صبح ز سر گيريم
رسم است به روز عيد بوييدن و بوسيدن * اى تنگ شكر بگذار كت تنگ به برگيريم
امروز كه با مايى بگذار ز گيسويت * هى سنبل تر چينيم هى عنبر تر گيريم