چهر تو بغداد صورتست به خوبى * چيست كه بر روى من روان شده اروند
كس چو تو كشتى به خون كشته نراند * شكوه جورت برم به بحر خداوند
آنكه بهشت نهم به خلق و به سيرت * آنكه سپهر دهم به فر و به اورند
زر كه ز بهرش نهى سپند بر آذر * گشته ز جودش چنان كه آب در اسپند
بخل كه دور از تو خال ديدهء مرديست * گشته ز طبعش چنان كه آتش و اسپند
با نعمش خوان معن از در امساك * با كرمش جود حاتم از در ترفند
هم در مدح سلطان گفته
تا كه جهانست پادشاه جوان باد * شاه جوان باد و پادشاه جهان باد
آنچه ز بخت جوان بجست چنان شد * آنچه بخواهد ز چرخ پير چنان باد
حادثهاى كش به وفق كام نباشد * در پس نه پردهء سپهر نهان باد
خار سنانش كه منبت گل فتح است * نقطهء پرگار امن باد و امان باد
تيغ جهادش كه ماشطهء رخ ملكست * غازهء رخسار كون باد و مكان باد
رنگ دهد تا اديم پيكر دشمن * گوهر تيغش همه سهيل يمان باد
آن دوسه نانى كه هست روزى خصمش * در دهن شير و بر زبان سنان باد
وان دوسه روزى كه هست مدت عمرش * مهر فلك را مكان به برج كمان باد
خصمش اگر كوه را چو كاه ربايد * آن نه ز قوت كز آفت يرقان باد
شير درفش از تو گشت خانهء خورشيد * باز ز منجوق صاحب سرطان باد
باز عدويت سر ار به ماه درآرد * ماهصفت نيز صاحب سرطان باد
گرچه ز تيغت بهار خصم خزان شد * چهرهاش از خنجر تو لالهستان باد
ورچه ز سهم تو روز او به شب آمد * ديدهاش از حسرتت ستارهفشان باد
طعمهء موران خنجر تو فزايم * خصم تو را گويم ار چو شير ژيان باد
دانه مرغان تركش تو فشانم * فوج عدو گويم ار ستارهنشان باد
هندى غواص تو به لجهء هيجا * حبس دمش مايهء دو صد خفقان باد
تا هنر بازوى تو چرخ شناسد * فوج عدو با هزار تابوتوان باد