تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1603

مساهمون:

ص١٦٠٣
گرم به جور براند به فور بازآيم * به آستين ز شكر دست كى كشد مگسى چو من به گمرهى افتاد زان دهان و ميان * هوس به هيچ نبسته است هيچ بوالهوسى

و له ايضا

ياقوت تر در جام زر پيماى هان اى سيمبر * كز خاوران پيك ظفر فتح هرى دارد خبر اندر همه روى زمين چونان نبد حصنى حصين * با فر شاه بىقرين بنيانش شد زير و بر شاهنشه گيتىستان اقليم جم را حكمران * رأيش كهن بختش جوان ايران خداى تاجور شه ناصر الدّين شاه نو اقبال و بختش پيشرو * ماهش رهين مهرش گرو از حشمت و آيين و فر مىجست طبع نغزگو تاريخ سال فتح او * نامى رقم زد رو بجو تاريخش از نجم ظفر
* * *
چون پس از عهد محمد شاه خلد آرامگاه * ناصر الدّين شاه غازى بر فرازگاه شد از پى سال جلوسش كلك نامى زد رقم * صاحب گاه كيانى ناصر الدّين شاه شد

1032 نثار تبريزى

نام شريفش ميرزا محمد مهدى خلف الصدق ميرزا ابو محمد انصارى گرمرودى مغفور است كه سالها در خدمت سركار نواب نايب‌السلطنه العلية العالية مصدر خدمات لايقه بوده و ميرزاى مذكور در محال گرمرود سراب متولد شده در جوانى به اكتساب كمالات پرداخته چون سنين