تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1601

مساهمون:

ص١٦٠١
پرىپيكر نگار نازك‌اندام * به يك دستش عنان دستى دگر جام عنان در هر گذرگاهى كشيدى * كشيدى جامى و آهى كشيدى شراب خوشدلى در ساغرت باد * زمانه يار و گردون ياورت باد ز حلواى شكر سيرى مبادت * ز يار تازه دلگيرى مبادت به حمد اللّه كه زودت آزمودم * بخاطر آنچه بودت آزمودم چه سازم چو نكنم چون دور گردون * تو را مى در قدح ريزد مرا خون ز حكم آسمانى نيست چاره * ستيزه نيست ممكن با ستاره و گرنه من نه آن صيد زبونم * كه هركس دستى آلايد به خونم

1029 ناظر بستى

اسمش شيخ زين العابدين و بست قريه‌ييست از كردستان وى مردى فاضل و معاصر ولات سنه اردلانى بوده سه‌هزار بيت ديوان داشته و بعضى از آنها در تذكره‌هاى معاصرين است و به سياق صايب شعر مىگفته ناچار اين بيت نوشته شد :
بر سر آهوى اين دشت شكار نظر است * هركجا نرگس مستى است نظربازى هست

1030 نامى كرمانشاهى

از اجلهء شعراى اين عهد بوده و مداحى حكام آن بلد را مىنموده از اوست :
نماز شام كه اين چرخ گوهرين دولاب * نمود آتش خورشيد را نهان در آب به بحر قير روان گشت كشتى سيمين * چو گشت زورق زرين نهفته در غرقاب
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1601 | رضا قليخان هدايت