در مناقب و مدايح حضرت شاه اوليا على مرتضى عليه السلام
اى رفيق مهربان و اى شفيق كاربين * چند بيكارى بيا زين كارها كارى گزين
خواهى ار يا بى تو زمزم را برو مكه بياب * خواهى ار بينى تو احمد را برو يثرب ببين
خواهى ار بينى تو موسى رو كنار شط نيل * خواهى ار بينى تو عيسى رو به چرخ چارمين
خواهى ار سلطان شوى لشكر بكش بر شرق و غرب * خواهى ار خاقان شوى تسخير فرما روم و چين
خواهى ار حاتم شوى زر آنچه دارى ده به خلق * خواهى ار قارون شوى سيم آنچه دارى كن دفين
خواهى ار حق از پى باطل مده از دست حق * خواهى ار دين از پى دنيا مده از دست دين
خواهى ار عصيان برو كن كعبه را ويران ز پيل * خواهى ار طاعت برو نه قبله را سر بر زمين
خواهى ار كافر برو پيش رئيس الاشقياء * خواهى ار ايمان بيا پيش امام المتقين
سرور غالب على بن ابى طالب كه هست * حجة حق ساقى كوثر امير المؤمنين
بر طفيل ذات او كون و مكان موجود و او * هيچ بر ميل طفيل خود نكرده دل رهين
گشته خوش با فقر و شاد از وام و از معجز به كف * خاك كرده سيم ناب و ريگ را در ثمين
غير را با او چه نسبت در حسب يا در نسب * با سليمان نسبت آخر داشت كى ديو لعين