عذاب قوم عاد آمد ز گيتى پيش از صرصر * هلاك فوج نوح آمد ز دوران پيش از توفان
نگون پيش از ظهور مهدى آمد رايت دجال * فسون پيش از حضور آدم آمد آيت شيطان
به حمد اللّه كه بىگرز و كمند و جنبش لشكر * بناميزد كه بىشمشير و تير و كوشش گردان
شكسته شد بسى اعضا و بسته شد بسى بازو * بريده شد بسى سرها دريده شد بسى شريان
به تيغ آهنگ كرد آن سر كه جست او تاج از گردون * به دار آونگ شد آن تن كه جست او تخت از دوران
غنيمت تا به بغداد از مؤالف هرچه در خوارزم * هزيمت تا به بردع از مخالف هركه در گرگان
سفير اندر سفير از عرصهء گر گنج تا گنجه * بريد اندر بريد از ساحت قفچاق تا اران
الا اى بختبرگرديده اى كز جهل افتادت * ز اوج ماه عزت ره به قعر ماهى خذلان
به چوگان هوس گفتى زنم گويى ندانستى * كه چون گو عاقبت گردد سرت در خاك و خون غلتان
به خوان ملك مهمانى هوس بودت ندانستى * كه بر خوان تنت سازد شهنشه دام و دد مهمان
شه انجم حشم فتحعلى شه آنكه مىباشد * رضاى راى او اطاعت خلاف امر او عصيان
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1588
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٥٨٨