تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1581

مساهمون:

ص١٥٨١

در صفت عيد غدير خم گفته

گرچه در ايام عيدهاى كثير است * عيد مبارك به فال عيد غدير است زان كه درين عيد دست عهد پيمبر * هست به دستى كه دست رب قدير است

ايضا در مدح ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام گفته

ابو القاسم تويى و جبرئيلت مدح‌خوان بايد * ز مدحت سوره‌هاى وحى او را در بيان بايد ابا آن سوره‌هاى وحى و آن نطق و بيان راهى * به فرش او را ز عرش و بر زمين از آسمان بايد تو را عالم درين عالم دگر عالم ثنايت را * زبان جز اين زبان شايد دهان جز اين دهان بايد تو را آيت به آيت حرف غيب است و ز تفسيرش * سخن از واردات غيب و حرف ترجمان بايد تو را حكمى روان طبعى روان مرد ثنايت را * يكى طبعى روان مانندهء آب روان بايد به مرزى كاندرو كلك تو بر دشمن ببندد ره * سخن از حبس ضحاك و درفش كاويان بايد جهان را خسروى عادل ز فرط تربيت دادى * كه در عهد ابو القاسم ملك نوشيروان بايد ترا با نطق در تقرير اندر تخت خاقان را * نه سرباز و نظام و فوج و نه تير و كمان بايد پس از عباس شه از نو به دوران محمد شه * عراق و فارس را حاكم ز آذربايجان بايد در آسايش رعيت را ازين شهزادگان ديگر * نه اندر دامغان راه و نه در مازندران بايد