چون چشم شفاعت بود از خالق اكبر * صدبار فداى ره او اكبر و اصغر
ور كشته نگردم بود اين رتبه ميسر * اينست كه عشق عجبى آمده بر سر
وينسان هنرى خواهد اين عشق هنرور * نى بهر شفاعت پى خوشنودى داور
سر بر سر نى خوشتر و جان در بر جانان
792 منشىباشى طبرستانى
نام ناميش ميرزا عبد اللّه والد ماجدش ميرزا محمد قلى منشى برادرزادهء آقا ميرزا محمد نديم قديم حضرت خاقان مغفور و سلسلهء ايشان اصلا از اعيان و انجاب شهر ايروان كه به حكم نادر شاه كوچانيده به دار المرز آورده متفرق سكنى دادند در زمان طلوع نير دولت قوىشوكت قاجاريه آبا و اجداد ايشان به ملازمت پرداختند ميرزا كاظم پدر نديم به خوان سالارى سلطان سعيد نور اللّه مرقده اختصاص داشت و فرزند او بعد از تكميل كمالات نديم خاص و كتابخوان با اختصاص خاقان مغفور بوده والد منشىباشى برادرزادهء نديم مرحوم بوده و به سمت مصاهرت وى نيز اختصاص يافته منشىباشى و چند برادر با كمال از آن مغفور بماندند وى در به دو جوانى به تحصيل كمالات و علوم عربيه و ادبيه رنجى برده تا گنجى حاصل آورده اينك فاضلى است منشرح الصدر و اديبى مرتفع القدر دبيريست گرانمايه و مشيرى بلندپايه صحبتش باعث فتوح و خدمتش مفرح روح با حالتى خوش و مقالتى دلكش رفيقى است شفيق و شفيقى وفيق به اخلاق حميده موصوف و به اوصاف گزيده معروف حكيمى است نيكوخصال و نديمى شيرينمقال منثوراتش خوب و منظوماتش مرغوب بعضى از قصايد و مثنوياتش تيمنا نوشته مىگردد :
در تهنيت ورود حسام السلطنه حكمران خراسان از مراجعت حضور حضرت شاهنشاهى ناصر الدّين شاه
خدا به ملك خراسان دو نوبهار آورد * كه فرخجستگى از اين دو روى كار آورد