گنج است و گنج مىنتوانم پديد كرد * رازيست كز تو هست به دل مر مرا دفين
و له ايضا
بر رخ آن طرهء طرار پريشان كه تو دارى * عجب ار در همه عالم دل مجموع گذارى
بر دل گمشده رحم آر كه بر دست نماندم * با غم هجر تو قانون سكوتى و قرارى
دامن دل شدت از دست محيط ار به نگاهى * جهد كن جهد كه دامان نگارى به كف آرى