از ما چه همىخواهى اى كافر مرتد * بادا به زمين نسل تو مقطوع مؤبد
اى قاتل خوبان نبرى صرفه بجز بد * كار دوجهان بر تو مبارك نشود خود
مردود خداوندى و از دودهء شيطان * چونان كه رعايت نكنى اى سگ ناكس
نزديكى ما را به خداوند مقدس * زودا كه خدا بر تو مسلط كند آنكس
كاو ذبح كند سگ را در جامهء اطلس * بادا فره اين آتش بيداد همان بس
اى مشت خسان جمله بدانيد كزين پس * هستيد مخلد همه در آتش نيران
شبل اسد اللّه على آن ضيغم غژمان * آمد به صف معركه و گشت رجزخوان
احباب درو واله و اعدا همه حيران * گفتند بناميزد از اين مه تابان
كش تيغ عدوسوز بود مهر درخشان * آن گفت تعالى اللّه پيغمبر يزدان
اين گفت على اللّه على زادهء عمران * فرمود على بن حسين بن على را
بينيد همان طنطنهء شيردلى را * خوانيد چو بينيد مه روى على را
از چهر و لبش ذكر خفى ورد جلى را * فر ابدى آيت لطف ازلى را
اكرام خداوند نبى را و ولى را * اول ز همه خلق به پيغمبر يزدان
در نصر پدر مىزنم اى لشكر بيداد * بر سينهء باطل گروان نيزهء پولاد
ضرب على هاشم از دست خداداد * حاكم نشود بر ما آن تخم زنازاد
زو زلزله در ميمنه و ميسره افتاد * هر ضربت او ياد ز بازوى على داد
كز نسل يداللّه بود اين ضيغم غضبان * از كوفى و شامى همه حيران جمالش
مندك شده از شعشعهء نور جلالش * اين گفت به گيتى نبود شبه و مثالش
مانند پيمبر قد و رخسار و مقالش * چون شير خدا يكسره شيريست خصالش
خون من اگر ريزد چون شير حلالش * شير است و برون تاخته از بيشهء شيران
اى شيعه فغان از دل عشاق جگر ريش * اين قطرهء خون آب شود از غم و تشويش
كايد چه پس از رزم شهنشاه تو را پيش * دارد دل زار تو مگر صبر ازين بيش
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1407
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٤٠٧