تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1393

مساهمون:

ص١٣٩٣
در رغايب اين همه حلوا كه ملا خور شده * كس كرم ننموده از آن حلواى ملاخور مرا بر فقيه شهر لازم شد كه تعزيرش كند * هركه گويد بعد ازين ملاى حلواخور مرا

787 مصور مشهدى

نامش حاجى عليقلى بن حاجى رضا قلى مسقط رأسش تهران فى سنهء 1227 اما غالبا در مشهد تحصيل علم نقاشى و شاعرى كرده از هرگونه شعرى دارد و مردى معقول و مهربانست از اوست :
دگر از شرق شارق شد درخشان طلعتى كز فر * فروبردند سر پيشش هزاران چهر مهرآسا گهى افشاند زر شش سرى بر كوه و بر برزن * گهى پاشيد سيم ده‌دهى بر دشت و بر صحرا على بر خير و شر قاهر على بر نفع و ضر قادر * على بر ديو و دد آمر على بر نيك و بد دانا نماز آرد همى چرخش بر ايوان فلك رفعت * نياز آرد همى مهرش به دربار سماآسا

و له ايضا

پير و پتياره جهان را اى دل از پيرى مشو شو * بكر و مكاره زمان را اى تن از بكرى مكن زن چند پويى چون سكندر اى دل اندر گرد گيتى * چند پايى چون سليمان اى تن اندر دهر اهرن بىبنا بنيان جهان دانى چه باشد رخنه سرپل * بىپى و پايان زمان دانى چه باشد سيل پل كن انبيا را بس اذيتها شد از ايذاى موذى * اوليا را بس تحملها بد از آزار دشمن آدم از گفتار شيطان نوح از رفتار خلقان * موسى از فرعون و هامان يونس از نون يوسف از زن