تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1391

مساهمون:

ص١٣٩١

785 منظر اصفهانى

اسمش ميرزا محمد خلف الصدق ميرزا عبد اللّه بن ميرزا عبد الباقى كلانتر سابق اصفهان است كه در خدمت دولتشاه به وزارت مىگذرانيد و احوالش در حرف با مرقوم افتاده و ايشان از نجباى سادات اصفهان و از بنى اعمام ابو المعالى معتمد الدولهء نشاط اصفهانى رحمه اللّه مىبوده‌اند خانوادهء ايشان از عهد صفويه تاكنون به شرافت و جلالت معروف مىباشند و خود ميرزاى مشار اليه برادر كهتر ميرزا محمد تقى نايب كلانتر اصفهان است و كلانترى اكنون با ميرزا محمد رحيم برادرزادهء معتمد الدولهء مغفور است خود در اين ايام در دارالخلافهء تهران به نويسندگى بعضى معاملات ديوانى اشتغال دارد جوانى است خليق و شفيق و مهربان نكته‌دان خوش‌شمايل نيكوخصايل ان‌شاءالله ترقيات خواهد كرد گاهى به نظم غزليات مىپردازد از اوست :

قصيده

از شقايق چمن پر از شنگرف * از رياحين دمن پر از زنگار رفته در تاب سنبل مشكين * جسته از خواب نرگس بيمار صحن باغ از شكوفه عطرآميز * طوف راغ از بنفشه عنبربار محو در پاى سرو مانده تذرو * مست بر شاخ گل نشسته هزار اى تو رايات شرع را رافع * اى تو بنياد عدل را معمار خورده گردون به حشمت تو يمين * برده كيهان ز دولت تو يسار بوده دهرت به بندگى قايل * كرده چرخت به چاكرى اقرار رفعتت از سپهر دارد ننگ * همتت از زمانه دارد عار

من غزلياته

پيش شبهاى فراق تو و آن قد بلند * قصهء روز قيامت سخنى مختصر است امشب از وجد نگنجد به تن غم‌زده جان * گوييا دل به وصال تو گمانى دارد