تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1377

مساهمون:

ص١٣٧٧
افكند به قوس ابروان تير * خوش جانب دل به صاف‌دستى خوبان همه دعوى خدايى * كردند ز عين خودپرستى عشاق شكسته بنده‌آسا * در راه فشانده نقد هستى دلها همه ماهيان بىخويش * افتاده به دام زلف شستى آن را كه علاقه بود وصفى * سختى علاقه يافت سستى وان را كه علاقه بود ذاتى * خوش يافت شكستگى درستى رو بادهء عشق ذات حق نوش * همواره ز ساغر الستى عشق است به حق على مطلق * هستى همه باطلست و او حق

ايضا

چون رنج مجاز يافت بهبود * از عشق حقيقت آن شه جود لعبت گر نفس چست و چالاك * بازآمد و جست لعبتى زود ابواب رسائل الحقائق * مفتاح نظر فكند و بگشود گاهى ز فصوص محيى الدّين * احياى دل فسرده بنمود گاهى ز رموز منطق الطير * الحان طيور قدس بشنود بااين‌همه ذوق و شوق معلوم * بااين‌همه وجد و سكر معهود جز فكر هوا نداشت مطلوب * جز ذكر سوا نداشت مقصود از بادهء حسبنا كتاب * چون نشاء او مدام افزود در خدمت پير عشق يك‌ره * گامى به ره وفا نفرسود عشق است دليل و پير و رهبر * عشق است امام وحى و معبود عشق است به حق على مطلق * هستى همه باطلست و او حق

ايضا

فتاح قلوب پير عشق است * كشاف كروب پير عشق است اين هستى ما تمام عيب است * ستار عيوب پير عشق است
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1377 | رضا قليخان هدايت