تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1366

مساهمون:

ص١٣٦٦
چو نسيا منسيا انگاشت او جز حق تعالى را * ازيرا ناس مرد عارف كامل شناسستى على ممسوس فى ذات اللّه است از قول پيغمبر * كه با ذات خدا جان على را خوش شناسستى هرآن‌كس را كه مجنون گشت ممسوسش عرب گفتى * بدين معنى كه جن را با وجود او تماسستى به پيغمبر همىگفتند مجنون شد على مانا * كه آن شه را نه خوردستى نه خواب و نه نعاسستى عيان شد مستى جانش مگر جن كرده مس او را * معاين شورش و شرش نه در ستر و لباسستى پيمبر گفت ممسوس است حيدر مست و آشفته * نه زان گونه كه جن با جان ممسوسان مماسستى على ممسوس فى ذات اللّه است اى قاصرانديشان * على فرد را كى وصف مساس و مماسستى جلال كبريا چون بحر و حيدر ماهىآسايى * كه اندر بحر قدرت دايم او را انغماسستى على ممسوس فى ذات اللّه آمد لا به ذات اللّه * على را در بحار عزت حق ارتماسستى چو در نور خدا مغموس آمد جان پاك او * از آن شمس فلك را از رخ او اقتباسستى چو نور او بجز نور خدا نبود از آنستى * كه از نور على مر انبيا را التماسستى شه جم بنده كاندر مجلس رندان خاص او * فلك چون ساقى و شمس و قمر چون جام و كاسستى