عزت كجا ماند مرا من دور و ايشان مقترب * حرمت كجا ماند مرا من خوار و ايشان محترم
لطفست ما را قهر تو نوش است ما را زهر تو * ترياق باشد بهر تو گر روز و شب نوشيم سم
در حضرت علم و عيان نور تو كشاف الحجب * در ظلمت و شك و گمان روى تو مصباح الظلم
جودت برى از لا و لن بودت عرى از ما و من * شأنت برون از علم و ظن ذاتت فزون از كيف و كم
نور جمال عصمتت هرگز نگردد مختفى * ذيل كمال عفتت هرگز نگردد متهم
با شمس نور كاملت شمس مضى آمد سها * با بحر جود شاملت يم وسيع آمد چو نم
عالم همه يكذره و رخسار تو شمس الضحى * كونين همه يك قطره و هستى تو مانند يم
در مدايح و مناقب حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع )
وجود شخص كامل قطب و گردون همچو آسستى * وجود آس را بر قطب دوران و اساسستى
ازآنرو اهل دانش آسمان خوانند گردون را * كه گردان بر وجود مرد حق مانند آسستى
و زآنرو اهل بينش مرد حق را قطب گويندى * كش اندر منزل تمكين ثبوت بىقياسستى
عوام الناس را نسناس خواندن هست لايقتر * به خاصان خدا مخصوص اين اطلاق ناسستى