تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1365

مساهمون:

ص١٣٦٥
عزت كجا ماند مرا من دور و ايشان مقترب * حرمت كجا ماند مرا من خوار و ايشان محترم لطفست ما را قهر تو نوش است ما را زهر تو * ترياق باشد بهر تو گر روز و شب نوشيم سم در حضرت علم و عيان نور تو كشاف الحجب * در ظلمت و شك و گمان روى تو مصباح الظلم جودت برى از لا و لن بودت عرى از ما و من * شأنت برون از علم و ظن ذاتت فزون از كيف و كم نور جمال عصمتت هرگز نگردد مختفى * ذيل كمال عفتت هرگز نگردد متهم با شمس نور كاملت شمس مضى آمد سها * با بحر جود شاملت يم وسيع آمد چو نم عالم همه يك‌ذره و رخسار تو شمس الضحى * كونين همه يك قطره و هستى تو مانند يم

در مدايح و مناقب حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع )

وجود شخص كامل قطب و گردون همچو آسستى * وجود آس را بر قطب دوران و اساسستى ازآن‌رو اهل دانش آسمان خوانند گردون را * كه گردان بر وجود مرد حق مانند آسستى و زآن‌رو اهل بينش مرد حق را قطب گويندى * كش اندر منزل تمكين ثبوت بىقياسستى عوام الناس را نسناس خواندن هست لايق‌تر * به خاصان خدا مخصوص اين اطلاق ناسستى