تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1362

مساهمون:

ص١٣٦٢

767 مونس اصفهانى

اسمش ميرزا محمد مردى سودايى پريشان دماغ سياه بىمعرفت بوده و از سفر هندوستان به اصفهان بازگشته ماليخوليا بر وى مستولى بود و در آن حالت متوفى شده از اوست :
چون حسن يوسفى او را محبت افزايد * ملامتى كه ز يوسف بود زليخا را ز اشتياق تو خون شد دل و ز ديده برون شد * چه شد كه ديده تو را ديد و دل كشيد غرامت گريهء من به جهان هيچ بنايى نگذاشت * كه كسى سر نهد از عشق تو بر ديوارش ترسم به مردن از من جانا ترا ستانند * نتوان تو را و جان را چون امتياز كردن تا چهره ز تاب حسن افروخته‌اى * آتش زده‌اى به جان و دل سوخته‌اى خوبان همه ناز از تو آموخته‌اند * تو اين همه ناز از كه آموخته‌اى

768 مايل اصفهانى

نامش شيخ رحيم و از شاگردان درويش مجيد طالقانى بوده و اين بيت از اوست :
دنبال دل فتاده بهر خانه مىروم * ديوانه‌ام كه در پى ديوانه مىروم

769 مظفر كرمانى

نامش ميرزا محمد تقى خلف الصدق ميرزا كاظم طبيب بوده و در مبادى شباب تحصيل علوم عقلى و نقلى كرده در حكمت الهى و طبيعى و علوم ادبيه و عربيه مرتبه‌يى عالى يافته به صحبت