767 مونس اصفهانى
اسمش ميرزا محمد مردى سودايى پريشان دماغ سياه بىمعرفت بوده و از سفر هندوستان به اصفهان بازگشته ماليخوليا بر وى مستولى بود و در آن حالت متوفى شده از اوست :
چون حسن يوسفى او را محبت افزايد * ملامتى كه ز يوسف بود زليخا را
ز اشتياق تو خون شد دل و ز ديده برون شد * چه شد كه ديده تو را ديد و دل كشيد غرامت
گريهء من به جهان هيچ بنايى نگذاشت * كه كسى سر نهد از عشق تو بر ديوارش
ترسم به مردن از من جانا ترا ستانند * نتوان تو را و جان را چون امتياز كردن
تا چهره ز تاب حسن افروختهاى * آتش زدهاى به جان و دل سوختهاى
خوبان همه ناز از تو آموختهاند * تو اين همه ناز از كه آموختهاى
768 مايل اصفهانى
نامش شيخ رحيم و از شاگردان درويش مجيد طالقانى بوده و اين بيت از اوست :
دنبال دل فتاده بهر خانه مىروم * ديوانهام كه در پى ديوانه مىروم
769 مظفر كرمانى
نامش ميرزا محمد تقى خلف الصدق ميرزا كاظم طبيب بوده و در مبادى شباب تحصيل علوم عقلى و نقلى كرده در حكمت الهى و طبيعى و علوم ادبيه و عربيه مرتبهيى عالى يافته به صحبت