همانا اين رباعى را در عهد دولت نادر شاه گفته
چون نيست درين سراچهء كون و فساد * از گردش آسمان دلى خرم و شاد
خوشوقت كسى است كاين دم از عالم رفت * بدبخت كسى است كاين دم از مادرزاد
762 منعم شيرازى
به اسم تخلص مىكرده مردى بدهيكل عجيبخلقت كريهمنظر طويل ضرير طماع جماع كثير العمر قليل الحيا بود در زمان شيب او كه آغاز شباب من بود يكبار او را ديدهام از اوست :
مانند گلبنى كه به ويرانه جا كند * آگه كسى نشد ز بهار و خزان ما
مرا پروانهسان آتش به جانست * كه يارم شمع بزم ديگرانست
نسبت خط نكويان به بنفشه غلط است * كاين ز گل مىدمد و آن ز گل آيد بيرون
سوزد و گريد و افروزد و خاموش شود * هركه چون شمع بخندد به شب تار كسى
763 مشفق كرمانشاهانى
نامش پير مراد بيك و اصلش از زنگنه و در جوانى ملازم زنديه و در پيرى مربى فرزندان امراى شهر شيراز بود وى را ديده بودم معقوليتى داشت و از صحبت فضلا و شعرا مشعوف مىگشت بر اشعار حافظ نثرى شرحدار مىنوشت كه مطبوع اماجد نيفتاد ميرزا حيدر على نام فرزندش از معارف بود غالبا عاملى و چاكرى مىكرد بارى اين چند بيت از اوست :
عشقبازى بود از روز ازل پيشهء ما * خوشتر است از همه انديشهاى انديشهء ما
نمودم بىقرارى تا دلش را مهربان كردم * پس از اين بىقراريها قرارى كردهام پيدا