اى شاه كه شاهان همه يكسر * بر درگهت افتند به زانو
نبود چو سليمان نهد ار تاج * اندر سر خود بيهده پوپو
هر گردو گرد است و ليكن * هر گرد نمىباشد گردو
در مدح حضرت امير المؤمنين على عليه السلام
اين گرد گرد گنبد مينايى * از من ببرد تابوتوانايى
بويا بدم چو گل به شباب اندر * پيرى ببرد ازين گل بويايى
گويا بدم به هر لغتى و اكنون * پيرى ببست منطق گويايى
داراى عهد خويش بدم و اينك * پيرى شكست شوكت دارايى
مرگست بىگمان سپس پيرى * چونان كه پيرى از پس برنايى
زنگ گناه كرده دلت تاريك * تا كى ز توبهايش بنزدايى
از خود چو نى تهى شو و بيرون آى * تا زنده دم شوى ز دم نايى
رو نه به درگهى كه كنند آنجا * ميكال و جبرئيل جبين سايى
نور خدا على كه بود بهتر * خاك درش ز سرمهء بينايى
و له ايضا
اى زلف دلبر من دلبند و دلگشايى * هم رشتهء حياتى هم حلقهء بلايى
گه باغ خرمى را زيبنده باغبانى * گه گنج خسروى را پيچنده اژدهايى
گه خوشهاى سنبل ريزان به خرمن گل * گه دامهاى مشكين بر آهوى ختايى
هم عنبرين كمندى هم سايبان خورشيد * هم ماه را كلاهى هم سرو را قبايى
گه جنگجوى و سركش چون دودى و چو آتش * گه نرمخوى و دلكش مانندهء هوايى
بخت منى و با من هرگز دمى نسازى * عمر منى و با من هرگز دمى نپايى
در دست هركه آيى چون رشتهء حياتى * بر فرق هركه افتى چون سايهء همايى
گه ناز خواجه دارى گاهى نياز بنده * يك روز سرفكنده يك روز سرگرايى