نه به عشرت هميشه بودى جفت * نه ز محنت هماره بودى طاق
چه شد آن بادهها كه مىگفتى * گلشكر بود طعمشان به مذاق
چه شد آن جامهاى بلورين * كه لبالب بد از مى رواق
نه بت ساده در ميانهء كوى * نه بط باده بر كنارهء طاق
چه شد آن نظمهاى در درى * مدحت خواجهء على الاطلاق
فخر دين رحمت خداى كه هست * منفرد در مكارم اخلاق
آن به معنى خلاصهء انفس * آن به صورت يگانهء آفاق
آنكه كلك عطاى او ز سخا * كرده تفسير آيت انفاق
همه گيتى عيال رزق ويند * جز خداوند خالق الارزاق
در مدح حضرت امير المؤمنين على عليه السلام
منت خداى را كه قديمست و لميزل * بىمثل و بىعديل و شريكست و بىبدل
از هرچه فكر جويد كنهش بود رفيع * وز هرچه عقل گويد ذاتش بود اجل
پاى خرد ز حضرت اجلال اوست لنگ * دست طلب ز دامن ادراك اوست شل
اى آنكه از تو بر پا اين خيمه و نطاق * وى آنكه از تو پيدا اين سهل و اين جبل
از درك ذات تست همى عقل را عقال * از فهم كنه تست همى چشم را سبل
زلفين مه جبينان از تست مشكبار * چشمان شوخ چشمان از تست مكتحل
بر شاخها تو بندى پيرايه و حلى * بر باغها تو بخشى سرمايه و حلل
بر ذات پاك تو نه محلست و نه مكان * نبود بلى به ذات محلآفرين محل
غير از دل شكستهدلان نيست جاى تو * آن دل كه گشته است مطهر ز غش و غل
گر فى المثل مصور بودى به صورتى * بودى على عالى بىشبهه ممتثل
باشد على اعلى ذات تو را مثال * سبحان من تفرد عن مثل و المثل
و له ايضا
مرا از گردش اين واژگون تل * شد اوضاع معيشت جمله مختل