و له ايضا
آورد صبا به بوستان لشكر * بست از گل و لاله باغ را زيور
بر باغ فشاند نافهء تبت * بر راغ كشيد ديبهء ششتر
شد طرف چمن ز لاله چون خر خير * شد صحن چمن ز سرو چون كشمر
هرجا نگرى شقايق و سورى * هرجا سپرى شكوفه و عبهر
خيز اى بت من كه از رخ خوبت * خجلت زده مانده خسرو خاور
در لعل تو رشتهرشته مرواريد * بر ماه تو دستهدسته سيسنبر
زلف تو زده است طعنه بر نافه * لعل تو زده است خنده بر شكر
از قد تو شرمگين بود طوبى * از لعل تو دل غمين بود كوثر
كس سرو نديده سنبلش بالين * كس ماه نديده عنبرش بستر
اكنون كه چمن شده است چون جنت * در جام بريز بادهء خلر
جز خوردن مى به فصل فروردين * اى يار چه كار دانيا خوشتر
كاندر پى جشن فرخ نوروز * بر صدر جهان شوم ثناگستر
و له ايضا
دوش آمد در برم چون باغ مينو آن پسر * با برى نسرين همال و با لبى شكرشكر
تا بديدم زلف او بر روى او ديدم عيان * ماه را عنبر سپار و لاله را سنبل سپر
تا بديدم چهر او بر قد او كردم يقين * بر فراز سرو مىسازد مه تابان مقر
گفتمش كاى بىوفا دلبر چه شد كه امشب مرا * بر خلاف پيش كردى از وصالت بهرهور
گفت دارم مژدهيى گفتم بگو كز بهر آن * جان فشانم چون ندارم در جهان من سيم و زر
مفتخر دوران جهان دانش و چرخ و سخا * آفتاب مردمى بحر وفا كان هنر
داور باذل هدايت مير با دانش كه هست * ثانى حسان به فضل و تالى نعمان به فر
شخص او چرخى ز دانش ليك چرخى بىكنار * دست او بحرى ز گوهر ليك بحرى پرگهر
اى بزرگى كز تو ماند در جهان بس قرنها * از كمال و دانش و فضل و سخا نيكواثر
همره ذات تو شد نيكى چو با جوهر عرض * لازم خوى تو شد مردى چو در نيسان مطر