754 مجد الدّين ساوجى
و هو ابو الفضل محمد بن ابو الفضائل حاج ميرزا فضل اللّه الساوجى سلمه اللّه اصل ايشان از سلسلهء عليهء شاملو و موطن ايشان ساوه من اعمال قم و جناب حاج معظم اليه در محامد اخلاق و محاسن اوصاف و مراتب فضل و درجات كمال و حسن خط وجودت طبع معروف آفاق است و اباعنجد به كمالات طاق آباى كرامش همه ندماى سلاطين عظام و در هر زمان در محافل بزرگان به احترام بودهاند چنانچه خود در زمان صاحبقران فتحعلى شاه جنت مكان به تعليم نواب شاهزاده ظل السلطان نور اللّه روحه اختصاص يافت مجانس و مجالس مجلس خاص شد اكنون نيز از فحول فضلا و معارف علماست الحاصل فرزند ارجمندش مجد الدّين ابو الفضل در دارالخلافهء تهران به تكميل علوم زحمتى وافى برده و بهرهيى كافى حاصل كرده از اكثر علوم و صنايع با حظى موفور و مكانتى مشهور است حتى در نگارش خطوط تالى و ثانى خوشنويسان معروف سلف و خلف است و در حكمت الهى و طبيعى مسلم دانايان زمان و اوان با آنكه در اين هنگام كه شمار هجرى به يك هزار و دو صد و هفتاد و سه انجاميده و از عمرش زياده از بيست و سه سال نگذشته به حسن اخلاق و علو درجات عديم العديل است گاهى به نظم غزل و قصيده رغبتى مىنمايد و نيكو مىسرايد از اوست :
در صفت بهار گفته
به گردون ابر آزارى برآمد خوشخوش از دريا * ز دريا سوى صحرا گشت ريزان لؤلؤ لالا
بپوشيدند بر گلبن مگر از پرنيان جامه * بگستردند در بستان مگر از ششدرى ديبا
بپويى هرچه اندر راغ جويى تبتى نافه * بپويى هرچه اندر باغ بويى بصر وى مينا
دمن تا بسپرى بينى سراپا حورى احمر * چمن تا بگذرى چينى سراسر لالهء حمرا
تو گويى بوستان تاتار شد ازبسكه مشكآگين * تو گويى گلستان فردوس شد ازبسكه روحافزا