747 كامى اصفهانى
اسمش اسماعيل و مولدش بر خوار اصفهان و شغلش تجارت و در ايام جوانى وداع زندگانى كرده ناطق اصفهانى در تاريخش گفته :
عندليبى همچو كامى از جهان ناكام رفت از اوست :
گريان نبود سحاب هنگام بهار * نالان نبود به گلستان بلبل زار
چون ديدهء اشكريز من در غم دوست * چون سينهء نالهخيز من در غم يار
748 كوكب شيرازى
اسمش آقا محمد صادق بن حاجى آقاسى و از مردمان نجيب با كمال شيراز بود به هندوستان رفته در مدرس درگذشت بعضى از مسودهجات اشعارش به ايران رسيد فرزندانش آقا حسين قلى و آقا بزرگ و ميرزا محمد على كه از رفقاى دبستان مؤلف بودند بعضى از آنها را جمع كرده به وزن هفتپيكر حكايتى منظوم كرده بود كه اكنون مفقود است و از اشعارش چيزى در نظر نيست الا اين دو بيت كه نوشته شد از اوست :
بريخت خون دلم چشم مىپرستش و گيرم * ز لعل باده فروشش به حكم عشق غرامت
جان برافشانم مرا چون از برابر بگذرى * رخ بپوشانى تو را چون در مقابل بگذرم
749 كوكب خراسانى
اسم شريفش ميرزا محمد باقر و اصلش از خاوران و از اهل راز و قوشخانهء خبوشان در مبادى