چه حاصل گر كند ديگر نگاهى * كه من ز اول نگاهش رفتم از هوش
ندانم قانع از لعلش چه بشنيد * كه با چندين زبان گرديد خاموش
خوشا ميخانه و مستى كه گاهى * نبستم هيچ طرف از خانقاهى
745 كوكب خراسانى
اسمش ميرزا عبد العلى خلف الصدق عالىجناب ميرزا محسن است كه به استدعاى تقى خان يزدى از خراسان بيزد آمد و مدرس مدرسهء خان گرديده و ميرزا در يزد متولد شده به تحصيل كمالات پرداخت و در خطوط خاصه خط نسخ از امثال ميرزا احمد تبريزى محسوب مىگرديد و در دولت خاقان صاحبقران فتحعلى شاه مغفور به منصب جليل صدارت مفتخر و سفرا و حضرا در خدمت حضرت شاهنشاهى مقرب و معتبر بودهاند گاهى به نظم قطعات و غزليات رغبت مىفرموده اين چند بيت از نتايج طبع وقاد آن جناب است :
از غزليات و قصايد اوست
اگر چه يار بكشتن نكرد يارى ما * اميدها بود از زخمهاى كارى ما
دل كه رسوا شد و در كوى ملامت بنشست * به دوعالم ندهد گوشهء رسوايى را
اينكه مىبينم به بالينم همانا يار نيست * يا اگر يار است چشم آسمان بيدار نيست
به من چشم عنايت دارد آن ماه * اگر برهم گذارد آسمان چشم
و له
گفتم از چيست فتنهها مستور * تيغ عدل شه جهان برخاست
گفتم از چيست انتظام جهان * خنجر شاه از ميان برخاست
بر در شه نشان ز جم جستم * پاسبانى ز آستان برخاست