742 قائممقام فراهانى
اسم شريفش ميرزا عيسى و شهير به ميرزا بزرگ ابن ميرزا حسن كه نواب مستطاب شاهزاده عباس ميرزا به ايالت آذربايجان اختصاص يابد و جناب ميرزا محمد شفيع مازندرانى صد اعظم حضرتش را در تبريز استقلال دهد او را نايب مناب خلافت عظمى خواندند و جناب ميرزا بزرگ را قائممقام صدارت كبرى لقب دادند و در آذربايجان مصدر خدمات عمده گشت و رفتارى به سزا كرد وزيرى صايبتدبير صافى ضمير كافى خليق داناى شفيق بود وى والد ماجد ميرزا ابو القاسم قائممقام ثانويست كه ثنايى تخلص فرمودى و ثناى سلطان عهد سرودى بالاخره در سنهء 1237 رحلت يافت اين چند بيت منسوب به آن جناب است :
در مدح خاقان اعظم صاحبقران فتحعلى شاه
خدايگان سلاطين و شهريار جهان * جهان جود و كرم روزگار امنوامان
ابو المظفر فتحعلى شه آنكه سپهر * دهد ز خاك درش زيب افسر كيوان
به فر بخت بيفروخت صدر مسند جم * به يمن جاه بيفزود قدر تخت كيان
فرود پايهء تختش فراز غيب و شهود * شكوه سايهء بختش طراز كون و مكان
به طبعش اندر لطف و به دستش اندر جود * خطا چه پوشد اين و عطا چه بخشد آن
ميان شاه و سكندر چه نسبت است كه هست * هزار همچو سكندر به درگهش دربان
گر آن به چشمهء حيوان نبرده ره اين برد * ز خاك درگه خود آب چشمهء حيوان
شها خديوا اى آنكه با دل و دستت * حقير باشد بحر و فقير باشد كان
حجاب جاه تو را نابسوده دست خيال * حريم قدر تو را ناسپرده پاى گمان
در تاريخ عمارت آيينه خاقان صاحبقران
شهنشاه جهان فتحعلى شه خسرو گيتى * كه چون او ديدهء گيتى نبيند داور ديگر
ز قدر او زمين بگرفت قدر و قيمتى از نو * ز جاه او جهان بفزود زيب و زينت ديگر