تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1293

مساهمون:

ص١٢٩٣
در ثقبه‌هاى برجش بنموده‌اند مأوى * بر عادت عصافير نسرين سيمگون پر در پايهء بروجش ذات البروج اعظم * در سايهء جدارش سعد السعود ازهر گوهر در او پديدار از دست شاه گيتى * زمزم اگر عيان شد از پاى پور هاجر تا رستخيز برجاست اين گوهر مصفا * زان سان كه ماند برجا زان زمزم مطهر رويين زر ار نديدى بر حصن شاه بگذر * رويين تو ار نديدى بر روى شاه بنگر كيهان‌گشاى دارا گيتى خدا خداوند * گردون‌گراى خسرو گردون جناب داور محمود شاه غازى كاورده پيش تختش * تيغ و كمر ملك شه اكليل و گرز سنجر

و له

هوايت دلگشا همچون هواى گلشن جنت * زلالت جانفزا همچون زلال چشمهء كوثر به‌جاى خاك اندر مرغزارت بيخته لادن * به‌جاى ريگ اندر چشمه‌سارت ريخته گوهر بيفزايد فضايت عيش و آرد عرصه‌ات عشرت * ببالايد هوايت مشك و زايد ساحتت عنبر ز رأى مهرسوزش عكسى و خورشيد در پرده * ز جيش بحر جوشش تركى و بهرام در معجر به هرجا ابر دست او جهان اندر جهان جنت * به هرجا برق تيغ او محيط اندر محيط آذر كفش را نام بر آنجا كه جويى بحر بىپايان * دلش را ياد كن آنجا كه جويى بحر بىمعبر عروس ملك و ملت را ازو پيرايش و زينت * جمال دين و دولت را ازو آرايش و زيور
* * *
مرغ همچون عيسى يك روزه شد گويا زبان * شاخ همچون مريم دوشيزه آمد باردار باغ شد خضراثياب و راغ شد حمرىسلب * باد شد عنبرشميم و ابر شد گوهرنثار

در صفت عمارت و تاريخ بنا و هر مصراعى به حسب عدد تاريخ سال اتمام است

ويحك اى قصر فرح‌مايه كه در لطف و كمال * آمد انباز و قرين بهر تو ناياب و محال سدهء دلكش تو قبلهء ارباب نجاح * ساحت سدهء تو كعبهء اصحاب كمال جست از سدهء اعلات به صد لا به پناه * به پناه شه‌فيروز چو ديدت اقبال شاه محمود كه با دست جوادش جاويد * گوهر و سيم شود منفعل از سنگ سفال