تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1291

مساهمون:

ص١٢٩١
هندو بهند طعم شكر مىچشد تو نيز * طعم شكر از آن لب شيرين همىچشى زان لعل شكرين مگس خال برنخواست * با آنكه همچو مروحه دايم به جنبشى ايمان و دين روان و خرد صبر و اختيار * در يك‌نفس به يك حركت خصم هر ششى ديوانه‌اى و عذر تو اين بس‌كه روز و شب * اندر جوار آن رخ خوب پرىوشى همچون محك سياهى و سايى به چهر يار * مانا در آزمايش آن سيم بىغشى گاهى نگون به چاه زنخدان چو بيژنى * گه در گشاد تير بلا همچو آرشى بستر ز ماه دارى و بالين ز آفتاب * مانا غلام خسرو خورشيد بالشى شاه زمان محمد خاقان شرق و غرب * سلطان بر و بحر و جهانبان شرق و غرب

738 قطرهء اصفهانى

اسمش ميرزا عبد الوهاب اصلش از چهارمحال من توابع شهر اصفهان ظهورش به روزگار دولت پادشاه صاحبقران فتحعلى شاه متخلص به خاقان نور اللّه مرقده از معارف سخن پيوندان يگانه و از مشاهير و دانشمندان زمانه مداحى خاقان مغفور و ملك‌زادهء منصور نواب شاهزاده محمود ميرزا مىنموده در همه انواع سخنورى اظهار قدرت را به برهان سخت ثابت فرموده اگرچه نامش قطره ولى طبعش درياست اگرچه اشعارش بسيار ولى در مرتبهء لؤلؤ لالاست گويند بيست هزار بيت ديوان ساخته و كتابى در وزن تقارب در فتوحات مختار مسمى به فتح‌نامه مشتمل بر ده هزار بيت پرداخته و قريب بيست هزار بيت نيز در غزوات و فتوحات حضرت نبى مختار و حيدر كرار صلوات اللّه عليهم اجمعين نظم كرده فقير ديوان و مثنوى او را هنوز نديده از انجمن خاقان و سفينة المحمود بعضى اشعار آن جناب را درين كتاب نقل مىنمايد :
چرخ اجلال و جهان حشمت و كان كرم * كوه تمكين و سپهر عزت و بحر سخا اصل حلم و معنى انصاف و شخص مكرمت * بحر جود و معدن تو قير و گردون وفا زير بار طاعت او قامت پير و جوان * زيربند قدرت او گردن صبح و مسا