نى غلط كردم خطا گفتم كه نشنيدم به عمر * هيچ چاهى واژگون و هيچ ماهى بىمدار
هى لبش بوسيدم و هى شد دهانم شكرين * هى خطش بوييدم و هى شد مشامم مشكبار
قند و شكر بد كه مىخوردم از آن لب تنگ تنگ * مشك و عنبر بد كه مىبردم از آن حظ باربار
هم در مدح جناب حاجى ميرزا آقاسى گفته
بهار آمد و دى را گرفت و كرد مهار * چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار
نمود رنگين شمشير خود به خون خزان * چنين نمايد شمشير خسروان آثار
دوهفته پيشتر از آنكه پادشاه ختن * ز برج حوت به كاخ حمل گشايد بار
بهار را كه به دو پشت عشرتست قوى * بخواند و گفت كه اى جيش عيش را سالار
شنيدهاى به گلستان چه ظلم كرده خزان * كه شاخ شوكت او خشك باد و زرد و نزار
كفيده حنجر بلبل دريده معجر گل * گسسته طرهء سنبل شكسته پشت چنار
رداى سبزه ربود است و گوشوار سمن * ازار لاله دريدست و طيلسان بهار
ربوده است و گرفته است و برده است به عنف * ز لاله تاج و ز گل ياره از سمن دستار
ز فرق غنچه درافكند بسدين معجر * ز ساق سبزه برون كرده زمردين شلوار
دهان كبك گرفته است تا نخندد خوش * گلوى ابر گشاد است تا بگريد زار
بهار خورد به اقبال پادشا سوگند * كه من سپاه خزان را برافكنم ز ديار
سپه كشم ز رياحين و سازم از پى جنگ * هرآن سليح كه بايد نبرد را ناچار
كمان ز قوس قزح سازم و تبيره ز رعد * درفش از گل سورى طلايه از انهار
ز ابر رانم جمازههاى آتش سير * ز برق سازم زنبورهاى آتشبار
پيادگان ز رياحين برم گروه گروه * سوارگان ز درختان كشم قطار قطار
قلاوزان ز غزالان و رهبران ز نسيم * مناديان ز تذروان و چاوشان ز هزار
يزك ز باد بهاران قراول از باران * علم ز برگ شقايق جنيبت از اشجار