و اسباب طرب را ببر از مجلس بيرون * زان پيش كه ناگاه ثقيلى رسد از در
وان مصحف فرسوده كه پارينه ز مجلس * بردى به شب عيد و نياوردى ديگر
بازآر و بده تا كه بخوانم دوسه سوره * غفران پدر خواهم و آمرزش مادر
مى خوردن اين ماه روانيست كه اين ماه * فرمان خدا دارد و يرليغ پيمبر
در روز حرام است به اجماع و ليكن * رندانه توان خورد به شب يك دوسه ساغر
بيش از دوسه ساغر نتوان خورد كه تا صبح * بويش رود از كام و خمارش رود از سر
يا خورد بدانگونه ببايد كه ز مستى * تا شام دگر برنتوان خاست ز بستر
من مذهبم اينست ولى وجه ميم نيست * وين كار نبايد بجز از مرد توانگر
ناچار من و مصحف و سجاده و تسبيح * وان ورد شبانروزى و آن ذكر مقرر
وان خواب دعايى كه ابو حمزه همىخواند * ما نيز بخوانيم به هر نيمهسب اندر
دى واعظكى آمد در مسجد جامع * چون برف همه جامه سفيد از پا تا سر
تسبيحك زردى به كف از تربت خالص * مهرى به بغل صد درمش وزن فزونتر
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1252
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٢٥٢