نفس را كامل نمايد درد فقر و سوز عشق * بانگ كوس از ضربت است و بوى عود از آذر است
عكسهاى فطرت تست آنچه اندر عالم است * نقشهاى فكرت تست آنچه اندر دفتر است
هست يك خورشيد رخشان و آنچه بينى روزنست * هست يك هستى مطلق و آنچه يا بىمظهر است
ترك اوصاف طبيعت گو دلا كز روى طبع * هرچه خيزد ناقص است و هرچه زايد ابتر است
خلق نيك كز طبيعت مىبزايد مرد را * پيكرى بىجان بسان صورت صورتگر است
فكر و ذكر اختيارى چيست دام مكر و شيد * كان كه بىمى مستى آرد در پى شور و شر است
اژدهاى نفس نگذارد كه رو آرى به گنج * اژدهاكش شو گرت در سر هواى گوهر است
شير حق آن اژدها را كشت اندر عهد مهد * لاجرم هر آدمى كو حيه درشد حيدر است
اژدهاكش اندرين ايام مىدانى كه كيست * مير احمد سير تست و صدر حيدر گوهر است
ميرزا آقاسى آنكو وصف روى رأى او * زانچه آيد در گمان فهم و دانش برتر است
ذات بىهمتاى او قلب است و گيتى قالبست * عدل ملكآراى او روح است و عالم پيكر است
لاغرستش كلك اگرچه فتنهء عالم بخورد * آرى آرى هركجا بسيار خوارى لاغر است
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1239
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٢٣٩