تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1216

مساهمون:

ص١٢١٦
و رسائل اشتغال داشت كه از جملهء آنها كتاب صحايف العالم است و آن بر پنج صحيفه مرتب و قريب است به دو صدهزار بيت چون نواب فريدون ميرزا صاحب طبع موزون و اشعار به فصاحت مشحون بود و فرخ تخلص مىفرمود ميرزاى سابق الذكر فروغ فرخى لقب داشت و به نام نامى آن اميرزادهء موقر گرامى رسالات مىنگاشت در همان ايام فىمابين مؤلف و ميرزا رشتهء مؤانست و مودت محكم گرديد و ازآن‌پس به دارالخلافهء تهران آمده به خدمت ديگر مأمور گرديد اكنون نيز در ديوان اقدس همايون به منصب استيفا و سررشته‌دارى معاملات ديوانى مىپردازد الحاصل دبيريست سحرنگار و مترسلى بلاغت‌آثار فاضلى گرانمايه و اديبى بلندپايه نامهاى تازى و پارسى و قصيده‌هاى عربى و عجمى نگاشته كه غالباً در تذكرة الشباب كه محتوى بر حالات اوست مسطور است و به همه‌گونه سخنان منظومه و منثوره قادر است و قصايد و غزليات و مثنويات و قطعات بديعه از طبع وقادش صادر كه بعضى از آنها نگاشته مىشود از اوست :

در تهنيت جلوس سعادت مأنوس حضرت ناصر الدّين پادشاه

اى ناصر دين حق حسامت * ديباچهء نصرت است نامت از روز ازل نوشته يزدان * بر لوح ابد خط دوامت آموخته صادر نخستين * نظم ملكوت از نظامت مهر قدر است بر يمينت * شمشير قضاست در نيامت ناموس شريعت الهيست * در پردهء حفظ و اعتصامت انوار هدى است در ضميرت * اسرار خداست در كلامت هم دست خدا در آستينت * هم پاى جهانيان به دامت از كون و مكان نبود مقصود * جز آنكه روا شود مرامت بودى چون به عون حق سزاوار * اقبال رسيد و احتشامت تكريم انام خواست يزدان * فرمود شهنشه انامت گر خسرو رادى از جهان برد * بخشيد به‌جاى او مقامت ميراث پدر ز تخت و ديهيم * بر تست بحل چو شير مامت