730 فخر ايروانى
و هو فخر المحققين فخر الدّين عباس بن مسلم الايروانى المدعو به ميرزا آقاسى والد ماجدش ميرزا مسلم از طايفه بيات ايروان و از علماى آن سامان بوده و از به دو جوانى فرزند سعادتمند خود ميرزا عباسعلى را به جهت كسب كمالات ظاهرى و اقتباس حالات باطنى به خدمت علماى شريعت و حقيقت عتبات عاليات عرش درجات برده در مقام تربيت وى برآمد چون جناب فخر العلماء فخر الدّين عبد الصمد همدانى به علوم صورى و معنوى مسلم آن عهد و در عتبات معتكف بود فرزند را به سدهء سينه آن محقق خداىپرست برده به دو سپرده وى نيز او را به فرزندى درپذيرفت و به تربيت او اهتمام تمام فرمود سالها در خدمت جنابش بود تا در سنهء 1215 كه طايفه ضالهء مضله وهابيه نجديه عتبات عاليات را غارت كردند و سكان و وطان آن روضهء ارم حوزه را به قتل آوردند فخر الدّين عبد الصمد چنان كه سابقا اخبار و اظهار كرده بود به سعادت شهادت رسيد و ميرزا پس از رفع آن غايلهء هايله عيال جناب استاد مكرم و مربى معظم را برداشته به همدان آمده پس به آذربايجان شد و از پريشانى خاطر عزم مسافرت و مهاجرت تصميم داد محرم حرم محترم مكه معظمه زادها اللّه تعالى شرفا گرديد و در لباس فقر و درويشى پياده بدان جانب سياحت گزيد پس از زيارت به آذربايجان بازآمد و عظما و امراى آن حدود خدمتش را معزز داشتند و بتوقيرش همت گماشتند چندى در نزد ميرزا موسى خان برادر قائممقام ثانى رتبهء تعليم داشت و اميرزادگان معظم فرزندان نواب شاهزادهء اعظم نايبالسلطنه به صحبتش مشعوف بودند و در آن ايام چنان كه از مشايخ به دو رسيده بود و از بزرگان شنيده داشت به نواب اميرزاده اعظم محمد ميرزا وعدهء سلطنت كبرى داد بعد از جلوس بر تخت جد امجد خاقان كبير صاحبقران فتحعلى شاه حسن ظنى كامل بلكه ارادتى محكم به وى حاصل فرموده لهذا خدمتش را مختار و مطاع ملك و دولت فرمود قريب به چهارده سال در نهايت اقتدار و استقلال به حل و عقد امورات مملكتى پرداخت و جمعى را پرورد تا در سنهء 1264 كه آن شهريار حقپرست به حق پيوست امناى دولت به روى او بيرون آمدند وى روى به عتبات كرده معتكف شد در رمضان سنهء 1265 بىمرض صورى و رنج وصيت كرده درگذشت رسالات