الا تا به چمن بانگ چكاو است و هزارا * هواخواه تو را عيش و طرب باشد يارا
بدانديش تو را دل به نهيب و به نهارا * قرين غم و جفت الم و همدم تيمار
دوصد سال به گيتى به دل شاد بمانى * دوصد عهد چنين با دل خرم گذرانى
دوصد گنج ببخشى و دوصد ملكستانى * همه كام ببينى و همه عيش برانى
همه روز تو فرخندهتر از روز جوانى * همه كار تو پدرام و همه بخت تو بيدار
هم از تركيبات و تغزلات اوست
اى چون تو گل نديده كسى در بهارها * سروى نرسته همچو تو در جويبارها
مژگانهاى تو همه خنجرگذار و هست * جادوى چشم تو سر خنجرگذارها
كارى كه نيم غمزهء چشم تو مىكند * رستم نكرده آن به همه كارزارها
اندر قمار عشق توام جز زيان نبود * گرچه زيان و سود بود در قمارها
عكس خطت به ديدهء سيلاببار من * چون عكس سبزهها به لب جويبارها
زلفين دستهدستهات از مشك بستهها است * هر بسته حلقهحلقه و هر حلقه تارها
تارش همه شكنج و شكنجش تمام چين * هر چين او ز پيچ و گره صدهزارها
هر چين او ز عود قمارى قمطرهها * هر تار او ز مشك تتارى تتارها
با مشك و عود نسبت زلفت نمىدهم * كز مشك و عود زلف تو را هست عارها
تا نام مشك و عود به زلفت نهادهام * اين كبرها فروشد و آن افتخارها
تا آفتاب روى تو پنهان شدم ز چشم * دامانم آسمان شد و اشكم ستارها
از آب ديده چشمم چون جوى آب شد * مژگان به گرد چشمم چون آبيارها
از غزليات او است
به پيش شيخ كنم عيب مى كه ره نبرد * بهسوى ميكده كانجا نه جاى اهل رياست
بىتو من زار و دلافگار و تو بىمن خوشدل * خود بگو تا دل تو سخت بود يا دل من