شهيد سعيد محمد حسن خان قاجار بن فتحعلى خان قويونلو جد امجد سلاطين قاجار است و بنا بر نسبت قرابت در حضرت خاقان صاحبقران فتحعلى شاه نور اللّه مضجعه مقرب و معزز بوده مدتى به وزارت شاهزاده شيخ على ميرزا اختصاص داشته وقتى در زمان حكومت نواب عباسقلى خان بن ظهير الدوله ابراهيم خان قاجار حكمران كرمان بدان صفحات مأمور گشته به تفصيلى كه در تاريخ قاجاريه مرقوم كردهام شهيد شد و كان ذلك فى سنهء 1237 از اشعار آن مغفور است :
سرشته مانده به خاكش طراوت تسنيم * نهفته گشته در آتش حلاوت كوثر
كنار خاك درخشنده عارض خيرى * ميان آب فروزنده لالهء احمر
ملكسرشت و كواكبسپاه و مهرخسار * جهانپناه و فلكبارگاه و مهرسپر
ولىنواز و مخالفگداز و روشنرأى * فرشتهطينت و آدمنژاد و پاكگهر
حريم قدر تو از بعد آسمان ابعد * حضيض جاه تو از اوج لامكان برتر
و له
مژگان كندش رخنه به دلهاى نكويان * چون ناوك دلدوز شهنشه به سپر بر
تا ابر كفت آب ده مزرع گيتى است * هرگز نرسد كشتهء خصمت به ثمر بر
عنان جايى نمىدارد نگاه آن شهسوار من * كه دست من مبادا ناگهان گيرد عنانش را
دگر به جلوه درآورد ماهرويى را * به فكر دلشدگان باز آسمان افتاد
قرينهء فلك اطلسم جهان هنر را * به رتبه از همه بالاترم ستاره ندارم
شود ز خون وى آلوده تيغ بىرحمى * هرآنكه خون من از خنجر تو پاك كند
كشيده تيغ به قتلم تغافلى دارى * كه انتظار مرا پيشتر هلاك كند
اى سنگدل كه شيشهء دلها بدست تست * ترسم دل كسى شكنى كان شكست تست
چشمم از اشك پرو ساغرم از مى خالى * اين ز مى تا نشود پر شود آن كى خالى
گر خرقه زهد را به مى رنگ كنم * بالاتر ازين رنگ دگر رنگى نيست
گر از برم آن نكو شمايل برود * سهل است غمش مباد از دل برود
خرسندم ازين كه درد عشقش به دلم * آسان آيد و ليك مشكل برود