تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1172

مساهمون:

ص١١٧٢
در كوى حلم تست كه خاكست باسكون * در راه حكم تست كه چرخست بىقرار اختر چو رأى تست گر آن ايمن از افول * گردون چو جاه تست گر آن فارغ از دوار

در تهجين و تهديد يكى از معاصرين

نقشهاى زشت پرورد است نازيبا فلك * زان يكى آقا على تا مر تو را باور بود آنكه از دم سردى گفتار بىمغزش به بزم * بفشرد چون آب در دى مه اگر آذر بود صورت دنياش اين باشد كه بينى از گناه * تا كدامين صورتش در عرصهء محشر بود در بساطى كز زبان تلخ افشاند شرنگ * در زمان حنظل شود گر تنگها شكر بود چون سؤال آرد ز حرص طبع اندر دامنش * گر سفال و سنگ‌ريزى چون زر و گوهر بود گر فتاده نعلى اندر كوچه يابد سالها * گردن و گوش زنش را قرطه و پرگر بود گر پلاسى يابد از كس پيش چشمش از شره * گه پرند چينى و گه ديبهء ششتر بود نامهء اعمال كفار است كز هر جانبش * خط عصيانى خلاف شرع پيغمبر بود روز گيرد سبحه و دستار و گردد خود خطيب * ليكن اندر شب خطيب چند را منبر بود خويش را پرمايه شاعر گيرد اما مايه نيست * بيش از اين كز شاعرانش يك‌دو بيت از بر بود