كوس رزمت نالدار روزى به ميدان سپه * سالها طاس فلك زان پرطنين است اى ملك
خطبهء فتح تو را بر منبر عرش برين * يك خطيب از قدسيان روح الامين است اى ملك
عزم رزم كافران چون كردى از دينپرورى * چرخ گفت النصر لك كاين كار دينست اى ملك
و له ايضا
بارگاهت آسمان كبريا بينم همى * اختر رايت بر انجم پادشا بينم همى
از فروغ چهر زيبا شاهد جاه تو را * زيورآراى بساط كبريا بينم همى
چشم انجم را چو گرد موكبت مرمود كرد * از غبار آستانت توتيا بينم همى
در سپاه بدسگالت روز هيجا از فلك * تيغزن مرگ و خدنگ افكن فنا بينم همى
دشمن جاه تو را در فتنه بزم روز و شب * چون دهان شير و كام اژدها بينم همى
از رصدگاه زمان خصم تو را در خانمان * كاروان در كاروان رنج و عنا بينم همى
بخت خصمت گرچه پيرست از فلك چون كودكان * سال و ماهش خفته در مهد بلا بينم همى
هردم از تسخير ملكى تهنيت را در برت * در كف برجيس طومار ثنا بينم همى