اى كه هر درى كه از لفظ تو جست * گوشوار گوش جان كرد آسمان
پيش كلكت در ستايش دور نيست * پشت تير ار چون كمان كرد آسمان
در ثنايت بىزبانم گر مرا * هر سر مويى زبان كرد آسمان
در مصافت بسته دستم روز كين * گر كمندم كهكشان كرد آسمان
مدح تو كار زبان من نديد * چند ره چون امتحان كرد آسمان
عاجز آمد چون زبانم در ثنا * گر توان دستى برآرم در دعا
و له ايضا
خاك پايت توتيا آثار باد * كحل چشم ثابت و سيار باد
تا كه چاراركان بود بر كام تو * گردش نه گنبد دوار باد
چون عصاى دست موسى خصم خوار * در ثنايت خامهء سحار باد
كافران را قهرت اندر كار دين * ذو الفقار حيدر كرار باد
جسم و جان دشمنت با يكدگر * در كمين كينه و پيكار باد
همچو انجم با فروغ رأى تو * پيش قدرت چرخ بىمقدار باد
خارى ار يابد نسيم لطف تو * جاودان پيرايهء گلزار باد
هر طرف از نكهت خلقت روان * كاروان نافهء تاتار باد
پيش چشمت از طرب تا بنگرى * چهر يار و طلعت دلدار باد
اين دعا دانم كه برشد بر فلك * زان كه آمد بانگ آمين از ملك
تركيببند اخرى در تغزل و تمدح
بخت اگر غمخوار باشد طالع ار يارى كند * روز هجران بگذرد دلدار دلدارى كند
خارى ار در راه باشد اى دل از ره پا مكش * گر به منزل مىرسى آن خار گلزارى كند
هديه دل داريم و از دل دوست مستغنى بود * تحفه جان داريم و از جان يار بيزارى كند
دولتى كو تا گدا با شاه هم مجلس شود * مكنتى كو تا سها با مهر سيارى كند
بسكه بشنيديم از فرخار نام از راه دور * مير ما بنماى رخ تا خانه فرخارى كند