پيش قدر تو اوج گردون پست * پيش حكم تو طبع دوران رام
در عزيمت موكب پادشاه مرحوم سلطان محمد شاه قاجار به تسخير هرات
جيش شه رازى هرى تا فتح و نصرت رهبر است * آفت زلزال در گر گنج و كات و كشمر است
تابش صمصام هندى شعلهسوز دوزخست * نالهء شيپور روسى فتنهساز محشر است
نعرهء كوسى رسول نصرت اندر نصرت است * صيحهء سنجى فتوح كشور اندر كشور است
هم شعاع خود در پر ملايك آتش است * هم سنان رمح در چشم كواكب نشتر است
تا ملك بگرفته چشم از تير بر چرخافكن است * تا فلك دزديده سر از گرز هر كندآور است
دشنه اندر دلشكافى زور چنگ ضيغم است * بيلك اندر جانگزايى زهر مار حمير است
تيغ برقآسا شرارافروز بزم گيتى است * توپ رعدآوا نواآموز ناى تندر است
لالهيى كز دشت رويد نيشهاى خنجك است * ژالهيى كز ابر بارد پارههاى اخگر است
كوه پيدا زين سپس از پيكر بىتارك است * ريگ صحرا زين سپس از تارك بىپيكر است
هرچه دربند آورد خام دليران خسرو است * هرچه در پا بسپرد خنگ سواران افسر است
ريزد از هم كاخ چاراركان و نه گردون اگر * اينچنين روزى كه پويان شاه انجم لشكر است